بی مقدمه غزل :

 

باری سلام لکنت خوشبختی حقير

خاموش روشنای کتل های بادگير

 

شلوار جين کهنه ، کت چرم قهوه ای

خط مال من و چرخش سکه ، دوباره شير

 

خوشگل شدی شرابی گيسو ، پرنده جان !

چشم حسود کور ، دو فنجان دلپذيز

 

تبريک عرض می کنم اين گل برای توست

يونان خواب های شواليه ای فقير

 

دست مرا بگير شب ماه در گلو

گلدان گيج يخ زده ! انجير کن نمير

 

مفعول و فا ـ ا لات و عرق خور بلا به دور

يک وقت شر به پا نکند ـ بی خيال ، تير

تو ترکشش نمونده ، پتش ريخته روی آب ـ

حالا بريز در دهنم بشکه بشکه قير

 

آتش جهنمانه گوارا تر است کاش

چرخ لوکوموتيو مرا می گرفت زير

 

سيگار تير خدمتتان هست ؟ می کشيد ؟

آن شب بله تمام تنم می کشيد تير

 

آن شب که دست های تو را باد می وزيد

با بوق بوق هلهله ، پيراهنی حرير

 

يادش به خير بازی گرگم و گله را ...

تو بره بره بره ی من ، گرگ ، گرگ پير

 

پر پر کلاغ پر ، من و ارديبهشت پر

طوفان و بادبادکمان ضربدر حصير

 

داماد ادکلن زده ، نه ! گرگ گل به دست

چوپان شعر های مرا برد سردسير

 

اين جا نشسته ام ، ننشسته ، رسوب ، گچ

چشم انتظار چرخش تقدير نا گزير

 

شايد دوباره آمدی اين بار جای گل

کالسکه ای به دست ولی دير دير دير ...

 

تا بهانه ای ديگر ....

/ 30 نظر / 37 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رضا حسيني

جواد جان از نزديك نديدمت ولي دير آشنايي هميشه با شعرهاي زيبات حال كردم

ايرانی

سلام ... اين شعر واقعاْ‌ زيبا بود ..خيلی لذت بردم ..البته من منتقد نيستم و از نظر فنی هیچ نظری ندارم .. فقط از اشعار شما لذت بردم شاد باشيد ..خدانگهدار.....

باران پاييزی

کتاب شما همراه و همنشين تنهاييهامه. خيلی از خوندنش لذت می برم. البته بعضی از مفاهيم برام ناآشنا است . در فرصتهای بعد برات می گم. موفق باشی. با بهترين آرزوها...

حميد

سلام جواد جان..............به اميد ديدارشما در آيندهای نزديک.............مثل هميشه از شعرهات لذت بردم...........ق....ر....ب.....ا....ن......ت

نجمه دلدار بهاری

لذت بردم......موفق باشید

رضوان

من هرکیو قبول دارم نمیاد کارامو نقد کنه برای همین بهتون نمیگم بیایین چون نمیایین[ناراحت]

حمیدرضا

اگر هنگام خواندن این شعر جان به جان آفرین تسلیم می کردم حق واقعی این شعر ادا می شد. واقعا مرسی!

مرضیه سیروسی

با احترام سلام با افتخار لینک شدین با نهایت ادب بدرود

م ع صفدزی

شعر فوق العاده به این می گن بدون تعارف اولین دلیل کشیده شدنم به سمت شعر بود